سعیده مزیدی، محمد علی جهانی، سید امیر سلطانی، گلبهار آخوندزاده،
دوره ۳۰، شماره ۴ - ( ۱۱-۱۴۰۳ )
چکیده
زمینه و هدف: داشتن یک کودک عقبمانده ذهنی بار روانی و اقتصادی زیادی برای خانوار دارد که بر میزان امیدواری افراد اثر میگذارد. هدف مطالعه حاضر تعیین تأثیر الگوی توانمندسازی خانواده محور بر امیدواری والدین کودکان مبتلا به عقبماندگی ذهنی بوده است.
روش بررسی: این مطالعه کارآزمایی بالینی در سال ۱۴۰۲ در شهرستان علیآباد کتول در مورد والدین کودکان عقبمانده ذهنی انجام گرفته است. با استفاده از نمونهگیری تصادفی ساده از فهرست والدین کودکان کمتوان ذهنی، ۴۸ نفر انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. قبل و بعد از مداخله، پیشآزمون و پسآزمون انجام یافت. در گروه مداخله ۶ جلسه توانمندسازی خانواده محور برگزار شد. در گروه کنترل نیز آموزش مراقبتهای معمول صورت گرفت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه امید Schneider بود. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه ۲۳ و آزمون آنالیز کوواریانس یک متغیره، تیزوج و تیمستقل در سطح معناداری ۰۵/۰ استفاده شد.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار سن مادر در این مطالعه در گروه مداخله ۰۷/۸±۲۷/۳۶ سال و در گروه کنترل ۱۲/۵±۸۳/۳۴ بود. میانگین سن کودک در گروه مداخله ۸۸/۲±/۱۱ سال و در گروه کنترل ۹۴/۱±۱۶/۱۰ بود. در میانگین نمره امیدواری گروه مداخله و کنترل، قبل از مداخله تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد (۵۸۲/۰=p)، بعد از مداخله نمره امیدواری در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری یافت (۰۲۱/۰=p). همچنین، با حذف اثر پیشآزمون بین گروه مداخله و کنترل اختلاف معناداری دیده شد (۰۰۱/۰>p، ۴۸/۰=Eta)، به طوری که ۴۸% از تغییرات میانگین نمره امیدواری والدین ناشی از اثر الگوی توانمندسازی خانواده محور بود.
نتیجهگیری: با توجه به اثربخشی الگوی توانمندسازی خانواده محور بر امیدواری والدین و اهمیت نقش والدین در مراقبت از کودکان عقبمانده ذهنی، میتوان از این روش درمانی کم هزینه و اثربخش در مراقبت و توانمندسازی والدین استفاده نمود.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT۲۰۱۹۱۲۲۹۰۴۵۹۳۴N۱