جستجو در مقالات منتشر شده


۱۰ نتیجه برای شفیعی

شفیعی مازندرانی،
دوره ۱، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۷۰ )
چکیده


محمد شفیعی،
دوره ۲، شماره ۱ - ( ۵-۱۳۷۲ )
چکیده


محمد شفیعی،
دوره ۳، شماره ۱ - ( ۲-۱۳۷۳ )
چکیده


محمد شفیعی،
دوره ۴، شماره ۲ - ( ۱-۱۳۷۷ )
چکیده


سیما نوحی، ماهیار آذر، علیرضا شفیعی کندجانی، علی تاجیک،
دوره ۱۳، شماره ۳ - ( ۳-۱۳۸۶ )
چکیده

زمینه و هدف: روابط زناشویی به عنوان بخشی از یک رابطه جسمی - عاطفی نقش به سزایی در تحکیم پیوندهای خانوادگی ایفا می‌کند و در این میان آگاهی زوج‌ها از نقش خود در مقابل همسرشان و نحوه صحیح رابطه جنسی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این آگاهی می‌تواند به فهم متقابل همسران از یکدیگر کمک نموده و سبب اعتلای سطح فرهنگی خانواده و انتقال اعتقادات صحیح در این زمینه به نسل‌های بعدی گردد. لذا در این مطالعه به بررسی میزان آگاهی و نگرش زوج‌های مراجعه‌کننده به مراکز مشاوره ازدواج در این زمینه پرداخته‌ایم.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی مقطعی در مورد ۳۰۰ زن و مرد (۱۵۰ زوج) مراجعه کننده به مراکز مشاوره ازدواج در شمال و شرق تهران انجام شده است. برای جمع‌آوری داده‌ها از یک پرسشنامه ۳۱ سؤالی شامل دو بخش آگاهی سنجی و بررسی نگرش استفاده شده و نمونه‌ها به شیوه تصادفی انتخاب گردیده‌اند.

یافته‌ها: میانگین نمره سطح آگاهی مردان ۵/۲±۳۹/۱۲ و زنان ۸/۱±۱۸/۱۰ بود (۲۳۴/۰=p). سطح آگاهی افراد با تحصیلات بالای دیپلم و افراد با سنین ۲۵ تا ۲۹ سال بیش از سایر افراد شرکت کننده بود، که این اختلاف در مورد تحصیلات معنادار بود (۰۰۲/۰=p)، ولی در مورد سن معنا دار نبود (۶۵۷/۰=p)). ۳۶/۱۱% از زنان و ۱۶/۱۳% از مردان دارای نگرش مناسبی در مورد نحوه یک رابطه جنسی صحیح نبودند (۳۵۷/۰=p).

نتیجه‌گیری: سطح آگاهی افراد پاسخ دهنده در این مطالعه تنها اندکی بالاتر از نصف امتیازات قابل اکتساب بود. ولی میزان نحوه نگرش مناسب نسبت به روابط جنسی صحیح نسبتاً بالا بود


زهره پوراسماعیل، فاطمه حشمتی نبوی، طاهره صادقی، محمدناصر شفیعی جعفرآبادی، حمیدرضا بهنام وشانی،
دوره ۲۲، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۹۵ )
چکیده

زمینه و هدف: مشکلاتی که بیماران پس از جراحی استومی روده‏ای با آن‌ها مواجه می‏شوند، می‏تواند منجر به اختلال در سازگاری و خودکارآمدی آن‌ها شود. شواهدی وجود دارد که نشان می‏دهد این دو متغیر دارای اثرات متقابل هستند. این مطالعه با هدف تعیین همبستگی بین سازگاری و خودکارآمدی بیماران دارای استومی روده‏ای انجام گرفته است.

روش بررسی: این مطالعه توصیفی همبستگی در مورد ۷۶ نفر از بیماران دارای استومی روده­ای که در بیمارستان­های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد در سال ۱۳۹۴ بستری بودند، به شیوه نمونه‏گیری در دسترس انجام یافت. ابزار پژوهش پرسشنامه اطلاعات جمعیت‌شناختی و بیماری، مقیاس خودکارآمدی استومی و پرسشنامه سازگاری با استومی بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها در نرم‌افزار SPSS v,۱۹ و با استفاده از آمار توصیفی و تحلیلی انجام یافت.

یافته‌ها: آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین ابعاد سازگاری: پذیرش (۰۰۱/۰p<، ۵۱۸/۰=r)، اشتغال ذهنی با اضطراب (۰۰۱/۰p<، ۴۳۸/۰=r)، تعامل اجتماعی (۰۰۱/۰p<، ۴۸۸/۰=r) و خشم (۰۰۱/۰p<، ۳۸۴/۰=r) با میانگین نمره خودکارآمدی ارتباط خطی مثبت و معناداری وجود دارد. آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که بعد تعامل اجتماعی و پذیرش، همبستگی معناداری با خودکارآمدی بیماران دارد.

نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که ابعاد تعامل اجتماعی و پذیرش سازگاری در ارتباط با خودکارآمدی، دارای بیش‌ترین اهمیت است. بنابراین توصیه می‏شود در مراقبت از بیماران دارای استومی به خصوص در ماه‏های ابتدایی پس از جراحی، با طراحی و اجرای مداخلات آموزشی و حمایتی مناسب، به سازگاری بیماران با ظاهر فیزیکی استومی و حفظ تعاملات اجتماعی آن‌ها کمک شود.


شهناز طبیعی، سید علی معزی، غلامرضا شریف‌زاده، بهاره زارعی، فاطمه کبری شفیعی،
دوره ۲۶، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری­های قلبی و عروقی به خصوص انسداد عروق کرونر از شایع‌ترین بیماری‌های منجر به مرگ در سطح جهان است. اخیراً برای درمان، از مداخله کرونر از طریق پوست، استفاده می‌شود که باعث کاهش قابل توجه در میزان مرگ و میر شده است. برای کاهش عوارض آنژیوپلاستی رفتارهای مراقبتی پرستاران اهمیت خاصی دارد. هدف این مطالعه تعیین تأثیر اجرای روش مراقبت پرستاری اولیه بر درک بیماران از رفتارهای مراقبتی پرستاران بعد از انجام آنژیوپلاستی عروق کرونر بوده است.
روش بررسی: در این مطالعه مداخله­ای­ تصادفی شاهددار، تعداد ۶۰ نفر بیمار که پس از آنژیوپلاستی در بخش مراقبت­های ویژه قلبی بیمارستان رازی شهر بیرجند از اسفند ۱۳۹۷ لغایت اردیبهشت ۱۳۹۸ بستری شده بودند، به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی ساده به دو گروه ۳۰ نفره تخصیص یافتند. برای بیماران گروه کنترل مراقبت­های معمول بخش به روش موردی و برای بیماران گروه مداخله مراقبت­های پرستاری اولیه براساس فرآیند پرستاری اجرا گردید. در زمان ترخیص، پرسشنامه استاندارد درک از رفتار مراقبتی پرستاران برای همه بیماران به روش مصاحبه تکمیل شد. داده­های جمع­آوری شده با استفاده از آزمون t مستقل در سطح معناداری ۰۵/۰p< تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بعد از مداخله، میانگین نمره کلی درک از رفتار مراقبتی و همچنین ابعاد «احترام» و «اطمینان از حضور انسانی» در گروه مداخله به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بوده است (۰۵/۰p<). اما در ابعاد «گرایش و ارتباط مثبت»، «داﻧﺶ و ﻣﻬﺎرتﺣﺮﻓﻪای» و «توجه به تجارب دیگری» تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد (۰۵/۰p>).
نتیجه‌گیری: ارایه مراقبت پرستاری به روش اولیه منجر به افزایش درک بیمار از رفتار مراقبتی پرستاران و افزایش حس احترام و اطمینان از حضور انسانی پرستار می‌شود. لذا به کارگیری این روش مراقبتی در بخش مراقبت­های ویژه قلبی توصیه می­گردد.
 
سعید شفیعی، مهرداد عبداله‌زاده، رضا دریابیگی،
دوره ۲۷، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: سوختگی‌ها آسیب‌های شدیدی هستند که سبب ناتوانی، میرایی، مشکلات روانی و در کنار آن هزینه‌های بالای درمانی می‌شوند. این مطالعه با هدف مقایسه اثر پماد سنجد‌ تلخ و پماد سولفادیازین نقره ۱% بر مدت زمان ترمیم زخم‌های سوختگی درجه دو انجام گرفته است.
روش بررسی: در این کارآزمایی بالینی سه سوکور که در درمانگاه سوانح سوختگی امام موسی کاظم(ع) اصفهان در سال ۱۳۹۵ انجام گرفته است، ۵۵ نفر تعداد از بیمارانی که دارای زخم‌های سوختگی درجه دو با وسعت ۱ تا۱۰% بودند، به‌روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند و با تخصیص تصادفی بلوکه‌بندی شده چهارتایی در دو گروه سنجد تلخ و سولفادیازین نقره قرار گرفتند. گروه سنجد تلخ با پماد سنجد تلخ و گروه سولفادیازین نقره با پماد سولفادیازین نقره ۱% به طور روزانه و تا زمان ترمیم کامل زخم سوختگی پانسمان شدند. مدت زمان ترمیم زخم در هر دو گروه به وسیله چک لیست استاندارد ترمیم زخم سوختگی مورد ارزیابی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۰ انجام شد.
یافته‌ها: بررسی دادهها نشان داد که میانگین مدت زمان ترمیم زخم سوختگی درجه دو در گروه تحت درمان با پماد سنجد تلخ ۱۱/۲±۷۱/۶ روز و در گروه تحت درمان با پماد سولفادیازین نقره ۳۱/۲±۲۲/۱۱ روز بوده است و بین میانگین مدت زمان ترمیم زخم در دو گروه اختلاف معنادار وجود داشته است (۰۰۱/۰>p).
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که پماد سنجد تلخ با افزایش سرعت ترمیم زخم سوختگی درجه دو نسبت به پماد سولفادیازین نقره ۱% مدت زمان ترمیم زخم را کاهش می‌دهد و استفاده جایگزین از آن توسط تیم مراقبت می‌تواند بار مراقبت از بیماران با سوختگی درجه دو را کاهش دهد.
ثبت کارآزمایی بالینی: IRCT۲۰۱۵۰۸۱۵۲۳۶۲۳N۱
 
مهدی شفیعی ثابت، فاطمه بهرام‌نژاد، ناهید دهقان نیری،
دوره ۲۹، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۴۰۲ )
چکیده

طبق گزارش جهانی، ۴۷ میلیون نفر با زوال عقل زندگی میکنند و با توجه به پیری جمعیت، پیشبینی میشود شیوع آن تا سال ۲۰۵۰ سه برابر شود. در آینده، انتظار میرود که ایران با رشد انفجاری در تعداد افراد مسن مواجه شود. شیوع کنونی زوال عقل در ایران در بین افراد بالای ۶۰ سال ۹/۷% است. لذا این گروه جمعیت قابل توجهی را به خود اختصاص می­ دهند که تحقیق درباره آنها را می ­طلبد (۱).
بهترین درک و تبیین تجربیات انسان­ها از منابع دست اول، یعنی افرادی که آن پدیده را تجربه میکنند، حاصل می­ شود. از این رو، منابع معتبر تحقیقاتی تأکید زیادی بر ورود افرادی دارند که باید صدای آنها شنیده شود (۲). از آن جا که تحقیقات کیفی ماهیتی مشارکتی، فراگیر و ساختاری انعطافپذیر داشته و ظرفیت کشف مسایل پیچیده، مانند نگرشهای مختلط یا مبهم را دارند (۲)، می‌توانند تجربیات معنادار و ارزش‌های زندگی افراد دچار اختلال شناختی را که در مطالعات کمی گزارش نمیشود، به تصویر بکشند (۳).
در طی تاریخ، افراد مبتلا به اختلال شناختی از مشارکت در تحقیقات سلامت و اجتماعی کنار گذاشته شده ­اند و تاکنون صدای این افراد به اندازه کافی در این نوع تحقیقات ارایه نشده است (۲و۴) و صرفاً از طریق نمایندگان حقوقی و یا مراقبان­شان شنیده شده است که با محدودیت­هایی همراه بوده است؛ از جمله نارسایی در پیش‌بینی دقیق تصمیم بیمار برای ارایه اطلاعات و نحوه و میزان آن و سنگینی مسؤولیت تصمیم ­گیری برای آنها (۵). ضمن آن که حذف این افراد از فرآیند تحقیق می­ تواند به پایین آوردن فرد در حد شیء (Objectification) و کلیشه­ سازی منفی در مورد افراد مبتلا به اختلال شناختی بیانجامد و به نابرابری­های قدرت دامن زند (۲). لذا توسعه راهبردهایی برای اطمینان از مشارکت ایمن این افراد در تحقیقات برای ارتقای دانش در زمینه‌های سیاست­گذاری و اقدامات ارتقای سلامت و بهزیستی، حیاتی است (۶).
 
فاطمه بهرام‌نژاد، مهدی شفیعی ثابت، ناهید دهقان نیری،
دوره ۳۰، شماره ۳ - ( ۷-۱۴۰۳ )
چکیده

همانطور که در قسمت اول توضیح داده شد گرچه در تحقیقات کیفی به دست آوردن تجربیات دست اول از ضروریات کشف و غنی­سازی یافته­های مطالعه است، اما گاهی به دلیل چالش­های مختلف، افراد مبتلا به اختلالات شناختی کنار گذاشته می­شوند و سعی می­شود احساسات و دیدگاه آن‌ها از طریق مراقبان و یا افراد نزدیک آن‌ها کشف شود که نه تنها این افراد را در حد شیء پایین می­آورد، بلکه از نظر اخلاقی نیز پژوهش­های کیفی را با ناهمواری­هایی مواجه می­کند و غنی بودن یافته­ها را به چالش می­کشد (۱). از آن جا که روش­ جمع­آوری داده­ها اساساً بر نتایج مطالعات تأثیر می‌گذارد (۲)، محققان در تحقیقات کیفی باید سعی کنند این اطلاعات را تا حد امکان از خود این افراد کسب کنند؛ زیرا درک تجربیات افراد مبتلا به اختلال شناختی برای ارایه خدمات مبتنی بر شواهد مهم است. به هر حال از آن جا که این بیماران با مواردی چون گفتار مبهم (۳)، خاطره­سازی کاذب (۶-۴)، مشکلات خلقی و رفتاری (۷) و سایر مسایل روبهرو هستند، باید نکاتی برای مصاحبه با این افراد مدنظر محققان قرار گیرد؛ زیرا مصاحبه‌‌‌های عمیق با هدف درک تجربه زندگی شرکت‌کنندگان انجام می‌گیرد (۸و۹). این مصاحبه­ها مهارت­های خاصی را در مراحل مختلف از جمله «تهیه راهنمای مصاحبه، جذب افراد؛ کسب رضایت/موافقت؛ انجام مصاحبه‌های مؤثر؛ تحلیل و تفسیر داده‌ها؛ ابلاغ و انتشار مؤثر یافته‌های پژوهش» می­طلبد که در این قسمت به نکات مورد توجه برای این مراحل می­پردازیم. ضمن آن که حفظ سلامت محقق و شرکت‌کننده؛ همچنین بازاندیشی و توجه به عمیق و غنی بودن مصاحبه ضرورت دارد (۶).
 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به حیات می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb