دوره 21، شماره 1 - ( 3-1394 )                   برگشت به نسخه مرتبط | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دانشجوی دکتری تخصصی پژوهشی مرکز تحقیقات مراقبت‌های پرستاری و مامایی، دانشگاه علوم پزشکی تهران
2- عضو مرکز تحقیقات مراقبت‌های پرستاری و مامایی، استاد گروه آموزشی پرستاری مراقبت‌های ویژه و مدیریت پرستاری دانشکده پرستاری و مامایی،دانشگاه علوم پزشکی تهران ، nahid.nayeri@gmail.com
چکیده:   (11629 مشاهده)

  مراقبت، مفهوم مرکزی در پرستاری است که آن را از سایر حرفه­های سلامت متمایز می‏کند با این حال به اعتقاد برخی دیگر از صاحب­نظران، مفهوم مراقبت در انحصار رشته پرستاری نبوده و به­عنوان قلب تمام حرفه­های سلامت تعریف شده و در فلسفه، دیدگاه و رسالت بسیاری از سازمان­ها و مؤسسات سلامت ارایه شده است (1) . مراقبت، به­عنوان جوهره پرستاری و تکمیل‌کننده چهار مفهوم متاپارادایمی پرستاری تعریف شده است (2) . همین مرکزی بودن مراقبت در پرستاری منجر به توسعه نظریه­های مراقبتی گوناگون شده است. مشهورترین آن ‌ ها نظریه مراقبت فرهنگی Leninger ، نظریه مراقبت انسانی Watson است که هر دو در دهه 1970 ارایه شده­اند. همچنین نظریه Roach در دهه 1980 توسعه یافته است. نظریه دیگر نیز توسط Boykin و Schoenhofer در دهه 1990 ارایه شده است. این نظریه­ها از نظر منشأ، دامنه، تعریف مراقبت، توصیف پرستاری و عناصر کلیدی مورد مقایسه قرار گرفته‌اند (3) .

واژه‌های کلیدی: مراقبت بیهوده
متن کامل [PDF 132 kb]   (4380 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: گزارش موردی

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.